شنبه

ماشه را نچکان!
این شعرها
خودشان دارند مرا می‌کُشند

برچسب‌ها: ,

چهارشنبه
نگاهی آزاد به مجموعه ی شعر دست در موهای آینه
سید رسول معرک نژاد
انتشارات نقش مانا
سمیه طوسی
اگر ریشه دار بودن هنرها در یکدیگر و تقابل آن ها با هم را ؛ بعنوان یک اصل ـ هر چند کم رنگ شده ـ باور داشته باشيم  ؛  و اگر بپذيريم در صورتی که یک هنرمند در چند عرصه از هنر فعالیت کند ؛ حتی اگر بخواهد ؛ نمی تواند از تاثیر هنرها و داشته هایش بر یکدیگر جلوگیری کند

برچسب‌ها: ,

نسیم توسلی
دَم‌دَمای نوروز است، مثل همه‌ی اسفندها بوویِ عید بیداد می‌کند. عید یعنی اسفند. هر سال اسفند که می‌شود با تمام وجود بوویِ کوچه‌ها را می‌بلعم

برچسب‌ها: ,


،هيچ خدايي برایِ من فرشته‌اي نفرستاد
.سپاس که منت خود را بر گُرده‌یِ من سنگین نکرد
خطِ چهارم
[صوفی]
محمود صباحی
پرسشِ اساسیِ من اين است: ــ چه‌گونه کودنی بر جهان چيره مي‌شود؟ــ چه‌گونه کودنی با آن در مي‌افتد؟ــ چه‌گونه در اين ميان، صوفی، هم‌چون شاهبازی بر بلندایِ ايشان چرخ مي‌زند؟

برچسب‌ها: ,

چیز مهمی نیست، لطفن ادامه بدهید!
ی.ک.شالی
نویسنده­ای پیش ­روویِ جمعیتی که روویِ صندلی در چندین ردیف جا گرفته­اند، پشت میزی نشسته و سرگرم خواندن داستانی از روویِ دفترش است.

برچسب‌ها: ,

یکشنبه
زیرزمین یعنی بسیجی دوباره برای مبارزه با سنتهای واپسگرا، با ناآگاهی، مبارزه برای آزادی برای امید برای زیبائیها. سخن از شاشیدن روی میز نیست. سخن این است؛ چه کسی فریاد میزند " محمد مرده است " 
لات متفکر ترانه‌ی زیرزمینی
این تیپ اریجینال ساخته و پرداخته‌ی نجفی است و یکدستی‌ی خیره کننده ای با زبان ترانه ها دارد . این تیپ دوگانه(لات/متفکر) با این زبان خاص خودش، امکان و توانایی‌ی بیان دردها، پرسش‌ها و معضلاتی را دارد که از عهده‌ی بسیاری از ترانه خوانان رسمی با زبان فخیم ادبی و ظاهری مودب و مدنی برنمی آید

برچسب‌ها: , , ,

پنجشنبه

محسن عظیمی
آخرین‌بار که دیدم‌ش فهمیدم جسم‌ش کم آورده... وگرنه ذهن‌ش هنوز هم که مرده، زنده است و به دربان هتلی که اصلن نمی‌شناسد سلام و خسته‌نباشید می‌گوید...
خواهرش که خیلی دوست‌ش می‌داشت ‌گفت: حال‌ش خوب نیست... هرچه اصرار کردیم در آلمان بماند گفت که باید به ایران بیاید و سری به جنوب و تخت‌جمشید و... بزند... اگر دراین‌باره چیزی گفت شما نگویید نمی‌تواند سفر کند چون حال‌ش بد می‌شود...

برچسب‌ها: , ,

سه‌شنبه

مادرم تعریف می‌کرد...
محمد رئوف مرادی
مادرم تعریف می‌کرد:
آدم گرسنه دین و ایمان ندارد. آدم بی‌دین و ایمان هم هیچی ندارد. آدمی که هیچی نداشته باشد، حق دارد دین و ایمان هم نداشته باشد. مادرم تعریف می‌کرد.

برچسب‌ها: ,

پنجشنبه
 ۴۵
 دقیقه جنایت در سعادت آباد

نمایش‌نامه
سامی‌صالحی‌ثابت
ناشناس: این‌هایی که تا الان داشتم براتون می‌گفتم با همین جفت چشم‌هام دیدم. به نظرم این یه شانسه که آدم همچین موقعیتی گیرش بیاد که چیزی رو ببینه که بقیه سعی به مخفی کردنش دارند- درست گفتم؟ گیرش بیاد؟!

برچسب‌ها: ,

سه‌شنبه
نوشته‌ی شاهرخ رئیسی
یک- من تصور می کنم آدمی که خودکشی می کند برخلاف آنچه اغلب مردم می‌گویند، آدم سالمی است و عاشق زندگی. آنقدر سالم 
 است که نمی‌تواند با ناهنجاری‌های محیط اطراف خودش کنار بیاید.

برچسب‌ها: ,

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!