یکشنبه
انگشت بزن!
داستانی از محمدحسین جدیدی نژاد
( تقدیم به مادرم )
از انگشت زدن بدم می‌آمد، اما نمی‌دانستم چرا!
شاید از همان کودکی می‌دانستم که امروز باید سند مرگ فرشته را انگشت بزنم. و زدم.

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

پست کردن نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!