یکشنبه
Azar Kiani


تردید
شعر از آذر کیانی

بپیچم در برد یمانی
 شعبده فرم دهد به شکل تنم
درتکه تکه های آینه،  آتش هایم
شعله بکشد بر استخوان های سپید
  بریزد در دریای مه آلود
اشیاء یک به یک
زمزمه ی مردد را در حافظه ام تکرار کند
درسته؟

دو دو بزند چشمم
پشت پرده گنجشکی
یقین را نوک بزند
بزند یعنی هست
به شیشه یعنی هست
بزند بزند

در آینه ی شکسته
قاب تکه تکه های تنت
تن ات!
خورشید بیرنگی
نگین بی اصلی
وصلی به پاره های خودت
به کنش بی اراده ات
به سعی، خار کف پایت
وبه من...

واژگونم در دریای مه آلود اشیا
واژه ، واژه ها
واگویه ها
روی سایه ام ، سایه اش
ریشه اش در دلم
شاخ و برگش در گلویم.
1 Comments:
درود آذر عزیز.بسیار زیباست این کار.

پست کردن نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!