پنجشنبه
سه شعر از علیرضا زرین
من خودم بودم و راحت بودم
اما در کنارم کسی راه می رفت
که پوست تنم را می پوشید و از بخار نفسهایم

برچسب‌ها: ,

1 Comments:
Anonymous ناشناس said...
Anonimo said...
نقاش پیر آسمان
می نگارد زیباترین
منظره خلقت را
شب هنگام می آمیزد
رنگهای طبیعت را
و با خامه خود می نگارد
درخت بلورین را
به هنگام کرنش
به نوای دلنشین برف


آرامه

پست کردن نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!