شنبه
دوشعر/رباب محب
به نيمکت پارک نگاه نمي کنم
بهار مي آيد مي روم
از کنار ِحرف هائي که بزرگند من نمي فهمم

برچسب‌ها: ,

1 Comments:
Anonymous ناشناس said...
Anonym said...
خانم رباب محب سلام
شعر اول را که می خواندم ناگهان به این سطر رسیدم
جنگل
اما همینطور می رود(جنگل کجا می رود؟)که پارک می ماند
ناگهان ماندم یاد شعری از خودم افتادم اما من تاکنون از شما شعری نخوانده ام و شما هم اصلن اسم مرا نشنیده اید ولی چطور دو ذهن به یک چیز در یک سطر فکر کرده اند قبلن مطالبی در باره توارد خوانده بودم ولی اینجا چقدر ...
راستی این جنگل کجا می رود؟
تاریخ شعر من
20/1/1384
شعرتان زیبا بود ببخشید منظورم قشنگ است نه زیبا کرباسی
www.balipour.blogfa.com
ارادتمند برزو علی پور
10/5/07

پست کردن نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!