شنبه
Ziba Karbassi


(برای شنیدن شعر شاهین با صدای شاعر اینجا را کلیک کنید)
-
شاهین
زیبا کرباسی
---------------------------------به شاهین‌های جوان
--------------------------------جنبش دانشجویی ایران که زنده می‌ماند
-
فدای کاکُل بی استخوانت.....دل به باد نده
اشتباه نگیر
از آن پرنده‌ها نیست در تصادفی ناگهان خودکشی شود
لرزه لرزه بگیرد......با چله چله برف تب کند
توفان و تگرگ نازش کند......سهند روی سینه سنگی خوابش می‌کند
زیر بالهای قلندرش رستم و سهراب خواب تهمینه می‌بینند
پیش چنگال و منقار باستانی اش.....سگی تخم نمی‌کند دور گربه..... گربه برقصاند
دست از پر کمر خالی کن
اینقدر سوت‌سوتک هوا نکن اطراف خطها و سرهای سرخ
با بخت کژت یکی‌بدو نکن
بپا.....به‌پای جهل
تخم چشم و کاسه سرت را دو دستی بگیر و در رو
شر است شر
این شکاری تیزپر......شاهین است
-
------------------------------------------------
-
(برای شنیدن شعرکلاژ ۱۹ با صدای شاعر اینجا را کلیک کنید)
--
کلاژ ۱۹
زیبا کرباسی
-
جرثقیل چاق
دیگر زورم به دیوارهای قل چماق می رسد
بر تن همین دوشنبه دکلته قرمز پوشانده ام
اکلیل روی گونه هاش
گَل منی آپاراق گز دیراق*
فیرلانمالا را میندیراق
با پاشنه های میخی اش---تاخ تاخ داش اوسته
الف لام میمی که در دل زبان می ترکد--سر قو می رویاند از بناهای تاریخی
دلت را بگیر و غش غش بخند
می توانی با تینه های این تارتن عمری تار بزنی
دلی امان--دلی امان
باران از مرگ آویزان کدام عزیز یکریز کج می ریزد
کدام عزیز کدام دردانه کدام
-----------------------------------------------------
* بیا ببریم مرا بگردانیم
بیا مرا سوار گردانک ها کنیم

-
--
-----------------------------------------------------
-
-(برای شنیدن شعرکلاژ ۲۰ با صدای شاعر اینجا را کلیک کنید)
-
کلاژ ۲۰
زیبا کرباسی
-
پَر گُل بیهوده سنگ نشد .......صبر
که اگر عشق بپاشد می‌پاشم از جام دُر می‌پاشم
شعر بلاپوشِ بلایِ جان
بلاد آتش گُر می‌گیرد آسمان قرمبه‌ی ترق ترق
دراین اتراق دانه‌ی باران دُردانه به‌دور گردن کلم و کرگدن نمی‌آید
...............................ایزال اول
-
دیگر جنون کرنای بلندی در گلویم کوک کرده
در گاله را باز نکن که درین لنگه ماه با گالش‌های نیلی‌اش جر می‌خورد
ایست!
دست بلند کنی ستاره‌هایم گازت می‌گیرند
از سایه‌ی بلندم می‌ترسد خدای لانتَرانی‌ات
دیگر زمین اینترانی و اَنترهایت..... اعوذ گویان باید گورشان را جایی دیگر چال کنند
خون این شُش‌ها بند نیاید نه بسلامت شاه و دلقک می‌برد سر نه عکاس و نقاش
بکوب... سنگ آخر را بکوب....غنائم را حرام کن شاعر
خیلی زنگی شده‌ام!
-
-
0 Comments:

ارسال یک نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!