یکشنبه
سه شعر از سیاوش ملکی


برای شنیدن شعر با صدای شاعر اینجا را کلیک کنید



قلیان چاق – دماغ چاق
-
گفت : خسته م
...... : قلیون چاق کنم ؟
گفت : چاق کن !
........................................... - چاق کردم .
-
--
گفت : نمی دونم امروز چرا این قدر ...........
گفتم : قلیون چاق کنم ؟
گفت : چاق کن !
......................... - چاق کردم .
-
-
-
گفت : ..........
گفتم : قلیون چاق کنم ؟
گفت : چاق کن !
........................................ - چاق کردم .
-
-

گفت : ببینم امروز چه روزیه ؟
گفتم : قلیون چاق کنم ؟
گفت : چاق کن !
................................. - چاق کردم .
-
-
گفت : تو چی ؟
گفتم : قلیون ؟
گفت : چاق کن !
......................... - چاق کردم .
-
-
گفت : نمی خوای بگی ؟
گفتم : ............
گفت : چاق کنم ؟
گفتم : چاق کن !
-
-
گفت : بعضی هاشون فقط بامزه ن
....... وگرنه افکار .........
....... البته افکار ِ تخمی هم کارآیی ِ خودشونو دارن
....... تا جایی که سیستم سازن
....... و پایه ی یک مملکت رو تشکیل می دن
....... در جهت ِ اهداف ِ ........... مشورتی
....... سوق الجیشی
...... و چپ ان در قیچی .
....... بعضی هاشونم .......... خسته ن
گفتم : قلیون چاق کنم ؟
گفت : چاق کن !
- ........................................................
-
-
-
-
هر دورانی شعر ِ خودشو داره
هر شعری دوران ِ خودشو داره
نمی دونم چقدر از شعرهای چند سال پیشم فاصله ..........
در هر صورت ،
چون تا به حال چاپ ، و منتشر نشده ن ، قرار شد
لا و لوی شعرهای جدید – در سایت اثر – منتشر بشن
هر چند مدت هاس
تصمیم ِ خودمو گرفته م
که برای شعرهام
تاریخ نذارم

............................. 26 . Juli . 2007
-
-
-برای شنیدن شعر منتها هیچ با صدای شاعر اینجا را کلیک کنید
-
منتها هیچ
-
همین الآن باید واژه ای را تعریف کنم
همین الآن یا هیچ وقت
حوصله ی حاشیه رفتن را هم ندارم ، هیچ
- واژه ی هیچ -
و دیگر هیچ .........
کسی را با من رویارویی نیست ، هیچ ، منتها هیچ
هیچ کس توانای زورآزمایی با من نیست ، هیچ ، منتها هیچ
واژه ها را به بند کشم ، خواهم
تمامشان را به سلاخ خانه ی ذهنیتی داغ خواهم برد ، خواهم
شاخ ِ غولان ِ بی شاخ و دم ِ ادبیاتِ جهان را خواهم شکست ، خواهم
ادعا خواهم کرد ، خواهم
کسی را با من رویارویی نیست ، خواهم
کسی را با من رویارویی نیست ، هیچ ، منتها هیچ
به سیخ خواهم کشید
درنده ای چو من هیچ نیافریده است ، هیچ
کسی که ادعا نکند مسؤولیت قبول نخواهد کرد
این را بارها گفته ام
مسؤولیتِ تمام ِ ادعاهای بی پروای خود را قبول خواهم کرد ، خواهم
هیچ هراسی نداشته باش !
من همیشه هستم
و خواهم بود ، هیچ
چشم هایم را به تو قرض خواهم داد ، روزی
لِی لِی ِ بی قرارشان را درمان خواهی کرد ، می دانم
در آنها غرق خواهی شد ............
هیچ را چه می بودی ؟
پایان ِ درد ؟
آن را به چه تأویل خواهی کرد ؟
ایستایی ِ چشم هایم ؟
نه
نخواهند ایستاد
هیچ .
-
-
-
برای شنیدن شعر شیشه گر آشوب گر با صدای شاعر اینجا را کلیک کنید
-
شیشه گر آشوب گر
-
.......... شیش –
........................ شریان ِ شریعت را
........................ مدت هاست کرکس های سوزاکی
........................ زده اند
....... شیش ده –
........................ میهمانی اما
........................ هنوز پا برجاست
..... شیش صد –
........................ سلاخ خانه ی مبارکِ علیکم السلام
........................ همواره سگ های شکاری را از سگ هار
........................ تشخیص می دهد
.... شیش هزار –
........................ سور ِ سوء قصد و سودِ سنده سلام
......................... روزانه بپاست
-
شیش ده هزار –
...................... شاهین های شپش خوار
...................... راز سوسک های شاه بلوط پیر را
...................... خوب می دانند
-
شیش صدهزار –
...................... یک عفریتِ سبیل کلفت
...................... عصمت عصرانه ی علف زار را
...................... فسخ می کند
.... شش کرور –
...................... و یک سمور سمج
...................... تخم مبارک حضرت مرگ را
.............................................................. می جود
.... شش ملیون –
....................... عرابه چی ِ دستگاه عدلیه
....................... سِمت خود را پیش تر
....................... به عزراییل عروسک باز
.......................................................... تفویض کرده است
شش ده ملیون –
........................ سهم ِ سنخ ِ سیّد پسندان ِ شیرخوار
............................... چند شترمرغ شاشو
.................................... بیش نبود
شش صد ملیون –
....................... شراب فروشان با شرافت اما
....................... شعاع برّنده ی شصت و پنج شاعر ِ شعبده باز را
....................... بر شریان بیمار شریعت کذایی
....................... خواهند کشید
شش میلی یارد –
....................... و شبی شاداب و رقصان
......................................................... خواهند خواند :
-
...................... " شب شبی ، دیشب شبی ، در شهر ِ شام آشوب شد
......................... شیشه گر شاشید و شاشش
......................... شش هزار و شش صد و
......................... شصت و شیش
......................... شیشه ی
......................... مشروب شد. "
--
-
این شعر را همیشه دوست داشته ام .
-
-

4 Comments:
سلاخ خانه مبارک علیکم السلام ....
شاهکار بود ...
گلوله بارون شدم .... تسلیم

Blogger Unknown said...
این شعر رو شما سرودید ؟
اگه هست به شما چطوری الهام شده؟

Blogger Unknown said...
تا حالا شعر خودتونو برگردان کردید ببینید چی در میاد؟

Blogger Unknown said...
شما در لحظه سرودن این شعر
شیطان در شما نفوذ داشته است

ارسال یک نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!