دوشنبه

اندیشه های اجتماعی طالبوف تبریزی

رویا فتح اله زاده

بهار90

مقدمه

میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی (۱۲۵۰ ه.ق. کوی سرخاب تبریز - اواخر ۱۳۲۸ یا اوایل ۱۳۲۹ ه.ق. شهر تمرخان شوره جمهوری آذربایجان) از روشنفکران پیش از مشروطیت است.

نوشته های طالبوف در موضوعات مختلف است و سرشار از انتقاد اجتماعی ؛ او فساد اهل سیاست، رفتار نابهنجار فرنگی مآبان، تقلید مضحک از غر بی ها، فقدام حکومت قانون، نقص تعلیم و تربیت کشور ایران ، انحطاط اخلاق مدنی ، فقر دانش علما را مورد توجه قرار داد و در تمام این حوزه ها مقاله و کتابهای بسیاری نوشت.

شناخت طالبوف در میان همعصرانش از آن جهت مهم می نماید که وی از کسانی بود که در دوره ورود فرهنگ غرب به ایران و تقلید بی چون و چرای سردمداران از این فرهنگ از لزوم پاسداری فرهنگ ایرانی سخن میگفت و دیدگاهی عمیق تر نسبت به مسائل داشت.

تحقیق پیش رو نیز می کوشد ضمن شناخت زندگی و آثار طالبوف تبریزی به تشریح اندیشه های اجتماعی وی بپردازد.

زندگینامه و شناخت اجمالی آثار

عبدالرحیم پسر ابوطالب نجار تبریزی در در محله سرخاب تبریز زاده شد. به گفته خودش پدرش ابوطالب و پدربزرگش استاد علی مراد حرفه نجاری داشته‌اند. گفته‌اند عبدالرحیم در شانزده سالگی به تفلیس رفت و به تحصیل زبان روسی پرداخت و مقدمات دانش جدید را فرا گرفت و با جنبش‌های آزادیخواهی و آرای نویسندگان سوسیال دموکرات و ادبیات روسی آشنا شد و مدتی بعد در تمرخان شوره (بویناکسک کنونی) مقر حکومت داغستان مقیم شد و به مقاطعه‌کاری راه‌های قفقاز پرداخت و سرمایهٔ کافی اندوخت و در آن شهر ازدواج کرد. او در دوره تحرک فرهنگی و سیاسی قفقاز پرورش یافت و از دانش و فرهنگ سیاسی جدید تأثیر پذیرفت و از پنجاه و پنج سالگی به نوشتن آثار خود پرداخت و اعتبار و احترام بسیار یافت، تا آنجا که به علت نوشتن مقالاتی در ترویج افکار اجتماعی و سیاسی جدید و تبلیغ آزادی و حکومت قانون و همچنین نشر علوم طبیعی به زبان ساده فارسی در ایران نزد رجال ترقی‌خواه و روشنفکران زمانه محبوبیت بسیار حاصل کرد و در ۱۲۸۵/۱۹۰۶ در دوره اول مجلس شورای ملی از تبریز به نمایندگی انتخاب شد، اما با آنکه نمایندگی را پذیرفت به تهران نیامد و در شهر تمرخان شوره ماند تا در هفتادونه سالگی درگذشت.از آثار او سفینه طالبی (یا کتاب احمد) (۲جلد) (۱۳۱۱ ه.ق.)، مسالک المحسنین (۱۳۲۳ ه. ق.) ، مسائل الحیات (۱۳۲۴ ه.ق.) ، پند نامه مارکوس قیصر روم ، رساله فیزیک (۱۳۱۱ ه.ق.) ، نخبه سپهری (۱۳۲۲ - ۱۳۱۰ ه.ق.) ، رساله هیئت جدیده ، ایضاحات در خصوص آزادی (۱۳۲۵ ه. ق.) ، سیاست طالبی (۱۳۲۹ ه.ق.) نامبردنی است. كتاب احمد (جلد اول ) عبارت از 18 صحبت است كه در آنها از معنی عبادت، مذاهب و السنه، خط میخی و هیرو گلیفی، آتش، كبریت و فسفر، عهد سنگ، برنز و آهن، درخت نان و بنان، تطبیق سال هجری و میلادی، فن عكاسی، قانون جاذبه و وزن، مدرسه ی نابینایان پاریس، آهوی مشكزای تبت و حتی از طرز ساختن مداد، كاغذ، مركب، روشن كردن چراغ و بازی های ورق گفتگو شده و مطالب بسیار ساده و كودكانه با اصول عقاید فلسفی و معضلات علمی راجع به تكوین عالم و ترقی ملل و شعور حیوانی، روح، عقل، داستان عذاب و عقاب و غیره در كنار هم گذاشته شده است. سفینه طالبی ضمن شرح اختراعات و اكتشافات جدید، در هر فرصتی از پیشرفت اروپائیان و پس ماندن ایرانیان سخن به میان آورده درس اخلاق و میهن پرستی به احمد خردسال می آموزد و از رسوم و عادات ناپسند و خرافات و اوهام انتقاد می كند. مسالک المحسنین که سفرنامه ای خیالی به قله دماوند است بصورت داستان، و در سال ۱۳۲۳ق در قاهره به چاپ رسیده است. طالبوف سعی کرده در قالب این سفرنامه خیالی، مصائب و معضلات سیاسی- اجتماعی دامنگیر مردم ایران را به تصویر بکشد. این کتاب نقش مهمی در نشر افکار آزادیخواهانه و شکل گیری تفکر مشروطه در ایران داشته است.

مسائل الحیات یا (جلد سوم کتاب احمد) که در سال ۱۳۲۴ق در تفلیس به چاپ رسید. این اثر نیز نویسنده با پسر خیالی خود (احمد) درباره علوم گفتگو می کند ولی در ادامه آن از مسائل سیاسی، حقوقی و اجتماعی صحبت به میان می آورد. فلسفه مشروطیت، لزوم توجه به حقوق اساسی و قانون مباحث اصلی این کتاب را تشکیل می دهد و طالبوف برای این که نمونه ای از قوانین اساسی را معرفی کند، با ترجمه ای از قانون اساسی ژاپن آن را به پایان می رساند.

ترجمه پندنامه مارکوس قیصر روم که آن را از نسخه روسی به فارسی برگردانده است و در چاپخانه اختر واقع در استانبول منتشرشده است.رساله فیزیک حاوی اطلاعات مختصری ازعلم فیزیک است و به سال ۱۳۱۱ق در استانبول طبع شد.نخبه سپهری که در واقع خلاصه ای است از کتاب ناسخ التواریخ در در سال ۱۳۱۰ق در استانبول به چاپ رسید.ترجمه رساله هیئت جدیده که اثر معروف کامیل فلاماریون فرانسوی است در باره علم نجوم. طالبوف این اثر را از روی نسخه روسی به فارسی برگردانده و در سال ۱۳۱۲ق در استانبول انتشار یافته است.ایضاحات در خصوص آزادی در این کتاب مفاهیم آزادی، مجلس شورای ملی و وظایف نمایندگان مجلس، قوانین آتیه ایران، مالیات و قانون اساسی مورد بحث قرار گرفته و به همت مجدالاسلام کرمانی، مدیر روزنامه ندای وطن، در سال ۱۳۲۵ق در تهران منتشر شده است. سیاست طالبی این کتاب که مشتمل بر دو مقاله در باره علم سیاست است چند ماه پس از مرگ طالبوف در سال ۱۳۲۹ق به اهتمام حاجی سید ابراهیم، نماینده فارس، در تهران منتشر شد(نک آدمیت، 1361: 4-6).

اندیشه های اجتماعی طالبوف

قانون گرایی

طالبوف در مورد مشروطیت از بازگرداندن «ودیع الهی» به ملت و اعاده این «رهن طبیعی» به مردم ایران یاد می کند. او در آثارش نشان می دهد که مخالف نظام مطلقه است و از معدود انديشمنداني است كه آشكارا استبداد و حكومت مطلقه فردي را همه جا در آثار خود مورد نكوهش قرار داده و شيوه حكومت در ايران را به شدت به باد انتقاد مي گيرد . او حکومت مطلقه را دو نوع می داند یکی حکومت مطلقه ای که اداره مملکت با قانونی است که پادشاه وضع کرده است ، وزیران در برابر او مسئول هستند و دستگاه وضع قانون و اجرای آن در یک جا تمرکز یافته است و روسیه را مثال می زند که در آنجا قانون ثمره اراده فردی است و اگر هم دستگاه قانون از دستگاه اجرای آن جدا باشد باز بدلیل اینکه منبع هر دو دستگاه قدرت واحد است معیوب است.و بر این باور است که این نوع قوانین بدلیل اینکه واضع آن ملت نیست «تنظیمات است نه قانون».نوع دیگر و بدتر حکومت مطلقه در نظر طالبوف ، این است که اساسا در آن قانونی وضع نگردیده است. بلکه اداره کشور بر اصول سنتها و آئین قدیمی قرار دارد و اجرای دولت به اراده و دلخواه فرمانروایان است و برای مثال این نوع حکومت ایران قبل از مشروطیت ، عربستان و افغانستان را نام می برد(آدمیت،1363 :39-41).

از حکومت قانون نیز در ادامه بحث هایش از ویژگیهای مشروطه سخن می راند و قانون را بر دو گونه می داند: مادی و معنوی ؛ قوانین معنوی آن است که پیامبران وسیله وحی آن را بیاورند و قوانین مادی مثلا قانون مدنی و سیاسی آن است که بوسیله خردمندان و دانشمندان کشور ساخته شود و حقوق و منافع مردم را در نظر بگیرد. این دو گونه قانون برای استفاده مردم لازم است. همچنین یادآوری می کند که قانونگذاری از اختیارات ویژه اکثریت مردم برای سعادت عموم است. بدین ترتیب طالبوف لزوم مذهب و قوانین پیامبران را انکار نمی کند، ولی آنها را دور از امور کشور و جنبه های مادی زندگی نگاه می دارد(فراستخواه، 1388 : 125-126 ).

به نظر وی قانون عبارت است از «فصول مرتب احکام مشخص حقوق و حدود مدنی و سیاسی متعلق به فرد و جماعت نوع»؛ مقصودش از جماعت نوع هیات جامعه است. برپایه ضابطه های قانونی هر فرد «کاملا از مال و جان خود مطمئن و از حرکات خلاف خود مسئول بالسویه می باشد». به باور این متفکر«هرجا قانون نیست اساس منافع نیست و هرجا وحشت است سعادت و برکات نیست. پس هرجا قانون نیست سعادت و برکات نیست» در ادامه وی منبع اقتدار قانونگذاری را اراده ملت می داند و می نویسد باید مشخص باشد که «واضع قانون ملت است» و «اکثریت آرای عموم ملت که قوانین برای سعادت ایشان وضع می شود» و قانونی را که سعادت گروه معدودی را تامین می کند مطرود می داند(آدمیت،1363 : 45-46).

با اعلام مشروطیت و تاسیس مجلس ملی آرزوی زندگی طالبوف برآورده شد. اما استوارگشتن حکومت ملی از آرزوهای دیگر وی بود و در این باره رساله «ایضاحات درباره آزادی را نوشت. او در این رساله از قوت و ضعف نظام نامه یا قانون اساسی و کارنامه نخستین مرحله دوره اول مجلس شورای ملی را نقد نمود(آدمیت، 1363 : 54)

آموزش وپرورش

او خواهان اصلاح یا تغییر بنیادهای کهن بود. از دغدغه های او اصلاح الفبا و بسط زبان فارسی برای اصلاح جامعه و حل مساله عقب ماندگی ایران بود. او برخلاف نظر برخی که از تغییر الفبا (به تقلید از کشور ترکیه) سخن می گفتند ، فقط از اصلاح زبان و الفبای فارسی سخن می گفت و از اینکه با الفاظ عربی ترکیب شده است با این وجود معتقد بود که نباید لغات عربی و یا خارجی را از زبان فارسی برداشت زیرا دایره لغات کم می شود و پیشنهاد کرده است که لغات خارجی همانطور (تلفن، اتومبیل، پولتیک و...) تلفظ شوند(نک آدمیت،1363: 85-86) . همچنین از فقدان نظم و قاعده در کار مدارس و فرهنگ یا به قول آن روزها معارف انتقاد می کرد. او نوشته است« وزارت معارف سایر دول چندین شعبه می باشد. دولتی که به قدر ایران تبعه دارد اقلا سی هزار مکتب و مدرسه دارد. در این صورت تعیین روسا و معلمین مکاتب و مدارس ، وارسی دخل و خرج آنها و تغییرات هر روزه از هر قبیل با وزرات معارف است. در وطن ما که هنوز ده مکتب مقدمات نیست، در جزوه دخل و خرج مالیات هنوز جدول مخارج وزارت معارف ایجاد نشده ، ده کتاب مفید اطفال یا رجال تالیف نشده ، وزارت معارف چه می کند؟ ماموریتش چیست؟ دایره ریاست او کجاست؟» (سرمد،1372: 105)

طالبوف در مقدمه کتاب احمد به تمایز میان انسان و حیوان می‏پردازد و آن را جست‏وجو در کشف‏ حقایق و چون‏وچرا در ماهیت امور می‏داند. همچنین در اهمیت تعلیم و تربیت،عقیده دارد چنانچه کودک کنجکاو،مربی دانایی داشته باشد که بتواند حقایق را به او نشان دهد،این امر موجب سعادت و کمال او خواهد شد،ورنه او نیز چون جاهلان و بی‏خبران می‏شود.همچنین‏ دلیل پیشرفت علوم و هنر توسط علمای پیشین‏ را،آزادمنشی آنها در تعلیم و تربیت و اجازه و اختیار سؤال و جواب،توسط شاگرد می‏داند و نهایتا با تأسف بسیار،از عصری که در آن زندگی‏ می‏کند یاد می‏کند.عصری که نور معرفت تمام‏ عالم را گرفته و فقط ما«ایرانیان»از آن محروم‏ مانده‏ایم،چندانکه در تعلیم نیز،راه سؤال و جواب‏ بر کودکانمان بسته است.نویسنده قصد و هدف‏ خود را از تألیف کتاب به صورت سؤال و جواب‏ میان کودک و پدرش،که حاوی مقدمات مسائل‏ علوم،فنون و اخبار می‏باشد،این می‏داند که به‏ کار متعلمان آید و بر بصیرت مبتدیان بیفزاید(طالبوف، مقدمه)

کتاب احمد وی سراسر نکات آموزنده و ارجحیت دادن او به بحث تعلیم وتربیت است . به گفته خودش او این کتاب را از کتاب امیل اثر ژان ژاک روسو، الگوبرداری کرده است. به باور وی گرچه‏ مدت‏هاست اروپایی اساس تعلیم و تربیت کودکان‏ خود را به مراتبی بالا رسانده،و در علوم و صنایع‏ پیشرفت کرده است اما از آنجا که هوش و استعداد ذاتی‏ شرقی‏ها بیشتر است،چنانچه آن مساعی در نشر معرفت،در میان کودکان شرقی مبذول شود، نتیجه مافوق تصور خواهد بود.از این سخنان‏ چنین برمی‏آید که طالبوف،شخصی امیدوار است‏ و یقین به خود ملی را از دست نداده،او آنچه را که‏ در اجتماع بشری و در شخصیت فرد می‏بیند، ثمری از ایام می‏داند و آموخته‏های کودکی و از دروغ که اکثر برادران وطنش مبتلای بدان‏ هستند به عنوان بلایی یاد می‏کند که می‏بایست‏ درصدد چاره آن برآمد.همچنین از ضعف‏ اخلاقیات،خلف وعده،عجله و بی‏ملاحظگی نزد مردم خود یاد می‏کند. و در جای دیگر می نویسد « در حالیکه نظام تعلیم و تربیت کشورهای متمدن حتی کورها و لالها و کرها را دانشمند می کند «اطفال بصیر و مستعد ممالک آسیا را به قدر اطفال کور سایر ملل، مواظب و پرستاری نیست»(طالبوف،1311، ج1 : 81 و 84). او پرسشگری و نقادی را اساس تمدن و ترقی می داند و بر این باور است که فرهنگ و اندیشه و نظام تعلیم وتربیت سنتی راه نقادی و پرسشگری را بسته است و به همین دلیل از پیشرفت عقب مانده ایم.او دلیل عقب ماندگی ایران را استبداد می دانست و از علما نیز انتقاد داشت که معمولا مخالف نوسازی بودند(طالبوف، 1311 ، ج2 : 92)

درباره آزادی:

طالبوف از روشنفکرانی بود که در کنار دیگر اندیشمندان همچون ابو الحسن ایلچی، میرزا صالح شیرازی، مصطفی افشار، رضا قلی میرزا و ملکم خان از تمدّن بورژوازی غرب اثر پذیرفته بود.او به درونمایه و مفهوم آزادی می‏پردازد و می‏کوشد مفهوم آن را در میان ایرانیان رواج دهد با این امید که روزی ایرانیان نیز از این نعمت بهره‏مند شوند زیرا به باور طالبوف«آنچه مایه تأسف است این است که ایرانی از عوالم بی‏خبر و از نعمت الهی محروم مانده، در حالیکه از سایرین نوع خود بی‏شبهه استعداد ایشان کمتر نیست.بالطبع بایست این آزادی را داشته باشند.»(اکبری نوری،1385 : 208) . او آزادی را از حقوق طبیعی می داند ، درباره عناصر اصلی آزادی از «آزادی هویت» (آزادی شخصی) و «آزادی عقاید» و «آزادی قول» یا آزادی بیان سخن می گوید و از شقوق آن آزادی انتخابات، آزادی مطبوعات و آزادی اجتماع را برمی شمارد و درباره هر یک توضیح می دهد(آدمیت،1363 : 33).

این متفکر بزرگ مساله حق آزادی ملل را بیان کرده است و در گفتگوی خود برسر حق آزادی ملل و حرکت استقلال طلبی کشورهای زیرسلطه بیگانه به منطق بی پروای غالبیت و مغلوبیت توجه می کند. آرمان او تحقق حقوق طبیعی آزادی ملل است و برافتادن بساط استعمار و استیلای مغرب زمین را محتوم سیرتاریخ می شمارد(همان : 95). طالبوف به دست آوردن آزادی در ایران را در گرو پرورش و تربیت رجال میهن‏پرست و آزادیخواه می‏داند که ایران از ایشان خالی است. همچنین وی از آزادی ادیان سخن گفته است که برپایه این دیدگاه و باکمی تسامح می‏توان طالبوف را پیرو پلورالیسم دینی نیز دانست.

غرب و تجدد

طالبوف در تاریخ تجددخواهی ایران نامی آشناست. او در فراهم آوردن زمینه فکری جنبش مشروطه سهمی بسزا داشته است و از نمایندگان برجسته تجدد سیاسی و ادبی در آستانه مشروطه می باشد. در بحث تجددخواهی اندیشه های دیگر نمایندگان اندیشه جدید ایران به خصوص آخوندزاده، ملکم و مستشارالدوله در جای جای آثار طالبوف دیده می شود و وی از آنها تاثیر پذیرفته است(رحمانیان، 1386 : 103)

به باور وی اخذ دانش و فن واصول بنیادهای اجتماعی و جدید برای پیشرفت هر کشوری ضروری می نماید. اما معتقد به تسلیم شدن مطلق در برابر تمدن غربی نیست. و تاکید می کند که «مبادا تمدن مصنوعی یا وحشت واقعی آنها (غربی ها) تورا پسند افتد» بلکه باید « در همه جا و همیشه ایرانی باشی». سرمشق او در چنین تفکراتی جامعه ژاپن می باشد زیرا یکی از معدود جوامعی است که در عین اخذ تمدن جدید هویت ملی خویش را همواره حفظ کرده است. به نظر او آنچه تا آن زمان از تمدن غرب یادگرفته شده است همه تقلید است و پایه و اساسی ندارد مثلا نامه هیات وزرا از غربی ها اخذ شده است اما فقط در حد همین نام مانده است زیرا نه دستگاه وضع قانون ایجاد و نه مدرسه ای برای تعلیم قانون تاسیس شده است و اداره کشور نیز نه پایه و اساسی ندارد. تجارت در ایران نیازمند داشتن وزرات تجارت نیست».(آدمیت،1363 :25-26)

طالبوف شیفته غرب نیست و قویا از هرگونه‏ وابستگی و اعتماد مطلق به آنها،زینهار می‏دهد. از مفاد مقاوله نامه‏ها و امتیازها می‏گوید که دولت‏ و ملت ایران را دستخوش زبونی خواهد کرد.از استعمارگرانی می‏گوید که متمدن‏نماهایی خوش‏ ظاهر هستند که تنها مترصد ربودن ثروت‏های‏ ملل ناآگاه و زودباورند.در شیوه کسب تمدن‏ غرب بسیار تأکید دارد که جز علم و صنعت و معلومات مفید چیزی قبول نکنیم.همان اسلوب‏ نقادانه و سنجیده‏ای را که خود داشت توصیه‏ می‏کند و همین معلومات مفید را نیز در نظامی‏ عادلانه قبول دارد،نه نظام استعماری که خود شاهد آن بود.به‏درستی بر دو عنصر سازنده‏ قدرت،یعنی علم و ثروت تأکید می‏کند و قدرت‏ دولت‏ها را ناشی از این دو می‏داند.

سودای وطن او را بدانجا می‏کشاند که‏ بگوید:اگر علم داشتیم راه می‏ساختیم تا غله در زنجان نپوسد،در تبریز فقرا از بی‏نانی نخروشند، در اراضی بایر چاه می‏زدیم تا رعیت ممر معاش‏ جدید بیابد و از مهاجرت آنها مانع می‏شدیم.

طالبوف معتقد است که سرمایه می‏بایست‏ در صنعت به کار رود،سرمایه‏داری تجاری را حمال فرهنگی‏ها می‏داند و لزوم احداث شرکت‏ استخراج نفت برای بی‏نیاز شدن از نفت بادکوبه‏ را توصیه می‏کند.برای حفظ استقلال و اقتدار ملی،احداث کارخانجات را تنها راه قطعی می‏داند. به نظر وی «...روزی‏ همان کاغد فرنگی‏ساز،کتب احادیث و قرآن‏ مجید را می‏نویسد و عوض آنکه اهالی را تشویق‏ کنند که اینگونه کارخانجات مفید در تمام ممالک‏ اسلامی احداث شود و بطور موقت برای یکی دو سال از استادان خارجی استفاده شود و پس از بی‏نیاز شدن به آنها،هم کاغذ پاک و هم ثروت‏ جدیدی برای ترقی وطن که حوزه اسلام است‏ داشته باشیم،همینقدر دلخوش و قانع هستند که‏ بگویند ما از مسلمانان می‏خریم،حال آنکه می‏دانند فقط حامل کاغذ مسلمان است نه عامل او»(طالبوف، 1311، ج 1 :20 ).

اما همه روشنفکران همدوره طالبوف مانند او فکر نمی کردند. از پرآوازه ترین آنها ملکم خان بود. او به تمدن غرب اعتقاد داشت و در این اعتقاد خود تا جایی پیش رفت که تنها راه ترقی و نجات همه ملت ها را تبعیت بی چون و چرا از فرهنگ و تمدّن غرب می دانست. به نظر ملکم در همه ارکان زندگی سیاسی و اقتصادی باید اصول و ترقی تمدن غربی پذیرفته شود زیرا آیین ترقی همه بالاتفاق حرکت می کند. به باور وی در اخذ تمدن جدید و مبانی ترقی عقلی و فکری حق نداریم درصدد اختراع باشیم، بلکه باید از غربی ها سرمشق بگیریم و در همه صنایع از باروت گرفته تا کفش دوزی به الگوبرداری از آنها نیاز داریم. او در توجیه فکر جهان بینی خود نسبت به لزوم اخذ تمدن غربی که ثمره آن را عمران و آبادانی دنیا می دانست نوشته است« حالا دیگر وقت آن گذشته است که یک دولتی بر دور خود سدی بکشد و به سایرین بگوید این ملک مال من است و من نمی خواهم ترقیات این عهد را اخذ کنم(آدمیت،1340 : 113 و 115).

نتیجه

طالبوف، یک اصلاح طلب و روشنفکر بود و با اینکه در دوره استبداد می زیست بر لزوم تکثرگرایی و پلورالیسم در جامعه تاکید داشت. او از ترویج کنندگان علوم طبیعی و افکار سیاسی و اجتماعی جدید است. بنیان فکری او بر عقل بنا نهاده شده است. به اعتقاد وی، دست یابی به معرفت متافیزیکی خارج از خرد بشر می باشد، اما تجربه می تواند قوانین طبیعت را کشف کند. او برای علم ارزش والایی قایل است و کمال نفس آدمی و نیکبختی جامعه انسانی را در ترقی و نشر علم می پندارد. از نگاه وی، دین و علم با هم تعارض ندارند، اما باید دین را به گونه ای تفسیر کرد که عقل و علم آن را بپذیرند.

طالبوف از جمله روشنفکرانی بود که موافق تجدد و نوخواهی بود و اقتباس از تمدن غرب را ضروری می دانست اما در عین حال بر ایجاد مدارس عالی تاکید داشدتا امکان تحصیل جوانان ایرانی در کشور فراهم باشد و مجبور نباشند برای ادامه تحصیل به اروپا سفر کرده و سرانجام همانجا زندگی کنند و بطور کلی بر توجه به هویت ملی پافشاری می کرد . همچنین وی را در بحث هایش پیرامون قانونگرایی می توان از آن دسته سکولارهایی دانست که برجدائی دین از حوزه سیاست تاکید دارند.

او از اندیشمندانی بود که تقلید بی چون و چرا از غرب را نکوهش می کرد. از سویی بر لزوم قانون مداری تاکید داشت و دلیل عقب ماندگی ایران را بی قانونی می دانست و به دفاع از حکومت مشروطه در برابر حکومت مطلقه و استبدادی می پرداخت. همچنین او از مدافعان اصلاح الفبا بود و بسط زبان فارسی را برای اصلاح جامعه ضروری می دانست. اما از تغییر الفبای فارسی مانند کشور ترکیه انتقاد می کرد و زبان فارسی را غنی می دانست. همچنین از آزادی نوشته است از آزادی بیان ، آزادی حقوق فردی و جمعی، آزادی مطبوعات و هر آنچه امروزه از اساسی ترین حقوق افراد و کشورها به شمار می رود . طالبوف تجددخواه و اصلاح طلب بود و علاوه بر لزوم وجود مذهب در جامعه به جدایی دین از حوزه سیاست و حکومت پافشاری می کرد و بر این باور بود که قوانین مذهبی با قوانین مدنی دو حوزه جداگانه هستند.طالبوف بر حقوق آزادی انسان و حاکمیت ملی تاکید می کند و دخالت مستقیم دولت را در تنظیم ثروت و مالکیت لازم می شمارد. او نخستین کسی بود که طرح منظمی را در برانداختن نظام ارباب رعیتی و اجرای تقسیم اراضی پیشنهاد کرد.

منابع و مآخذ

آدمیت، فریدون(1340) فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت، تهران، نشر سخن

آدمیت، فریدون(1363) اندیشه های طالبوف تبریزی، تهران، انتشارات دماوند

اکبری نوری ،رضا (1385) ، «اندیشه سیاسی طالبوف»، اطلاعات سیاسی و اقتصادی ،شماره 227

رحمانیان،داریوش (1386) ، «طالبوف ، غرب و تجدد»، فصلنامه دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران ،شماره 182

سرمد، غلامعلی(1372) اعزام محصل به خارج از کشور(در دوره قاجار) ، تهران، نشر بنیاد

طالبوف، عبدالرحیم(1311) کتاب احمد یا سفینه طالبی، استامبول

فراستخواه، مقصود(1388) سرآغاز نواندیشی معاصر، تهران ، شرکت سهامی انتشار

0 Comments:

پست کردن نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!