پنجشنبه
-
دو شعر از عباس صفاری
-
انتخاب طولانی

عکس جدیدت را
تازه دانلود کرده ام
یعنی پاسی گذشته از نیمه شب شما
در آنسوی دنیا

همان ساعتی که تو پاورچین
از آن راهروی باریک
عریان به سمت آشپزخانه می روی
و من نیستم که ببینم
مردد مابین یک بشقاب توت فرنگی و
یک پیاله بستنی میوه ای
در برابر یخچال باز ایستاده ای
و بخار سرد و سبکی آرام
می پیچد بر پرهیب خواب آلوده ات

چه بی رحمم من
محو تماشای تو در این حالت
همیشه می گفتم
سرما نخوری عزیزم
اما در دل آرزو می کردم انتخابت
یک قرن طول بکشد


---------------------------------------

یاد داشت روی در یخچال

نمی دانم دوباره از من
چه گناهی سر زده است
که به این اخم ملیح
محکومم کرده ای

اختیار دست هایم در خواب
باور کن دست خودم نیست
3 Comments:
Anonymous سمیل said...
mamnonam ziba bod
sar boland bashid

Anonymous آذر كياني said...
گويي تمام اشيا و عناصر گرداگرد عباس صفاري عزيز همه بار اثيري دارند در اين شعرهاي زيبا..ممنون

Anonymous alireza bakhshali said...
نوشته های شما استاد بسیار زیبا است در موضوعهای شخصی من به یاد آندره ژید می افتم شما توانایی بالایی در نوشتن رمان دارید

ارسال یک نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!