سه‌شنبه
-
بهزاد رعیت، مترجم مجموعه شعرِ «مرگ مرا خواهد یافت» درگذشت
نویسنده: روزبه
تاریخ انتشار: ۱۱ آذر ۱۳۷۸
-
بهزاد رعیت، گردآورنده و مترجم مجموعه شعرِ «مرگ مرا خواهد یافت: بیست­ونه شعر از پانزده شاعر»، درگذشت. مرگ او شکلی غریب داشت. چهار سال پیش به بیماری­ علاج­ناپذیر ام. اس دچار شده بود. هرگز اما، بیماری­ خود را نپذیرفته بود. پس دو سالِ پیش به مؤسسه­ای در سوییس مراجعه کرده بود که تحت شرایطی به کسانی که بیماری­ غیرقابل علاج داشتند کمک می­کرد، خودکشی کنند. سفر او به سوی مرگ آغاز شده بود.
بهزاد رعیت همه­ی منزل­های سفر به سوی مرگ را با قاطعیتی بی­خلل طی کرد، به همه­ی تمناها، استدلال­ها و تلاش­های شریک زنده­گی و دوستان بسیارش نه گفت، جام زهر را در روز بیست وپنج ماه نوامبر سال 2008، ساعت یازده صبح، در شهر زوریخ نوشید. مجموعه شعرِ «مرگ مرا خواهد یافت» حاصل یکی از منزل­های سفر او به سوی مرگ بود.
بهزاد رعیت ترجمه­هایی در نشریه­ی آرش، نشریه­ی باران و نشریه­ی الکترونیکی­ اثر نیز چاپ کرده بود. بهزاد رعیت مستقل، محکم، شریف، معتقد، معصوم زیست و در قلب نزدیکان­اش جایی بزرگ داشت.
بهزاد رعیت به هنگام مرگ چهل­وسه سال و نه روز داشت؛ متولد روز 16 ماه نوامبر سال 1965.
یکی از ترجمه­های بهزاد رعیت در مجموعه شعر «مرگ مرا خواهد یافت»، این شعرِ سارا تیسدیل است:

اگر حیاتی باشد پس از پایان مرگ،
این ساحلِ گندم­گون مرا بیش از همه خواهد شناخت،
من بازخواهم گشت، آرام و بی­قرار
هم­چون دریایِ رنگارنگِ ماندگار.

اگر زنده­گی مرا حقیر کرده است،
ببخش؛ هم­چون شعله قد خواهم کشید
در آرامشِ عمیقِ مرگ، و تو اگر مرا می­خواهی
روی تلماسه­های کنار دریا بایست و صدایم بزن.


-
-
-
-

7 Comments:
Anonymous آذر کیانی said...
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار
که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب
مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

Anonymous ناشناس said...
http://zamaaneh.com/maroufi/2008/12/post_171.html

آقای معروفی کلمه به کلمه دو مطلب شما را برداشته و یک کلمه هم اشاره نکرده .

Anonymous گل اذین رعیت said...
در غم از دست دادن عموی خوبم به سوگ نشسته ایم.با قلبی اکنده از درد و غم به انتظار روز وصال ارام در خود می شکنیم.بهزاد رعیت مرد جسور شجاع و متفاوت بود.بزرگ بود و غریب و چه غریبانه پر گشود و ما را تنها گذاشت

Anonymous مهرناز رعیت said...
واقعا نمی دونم چی بگم!
حرفی واسه گفتن نذاشت....

Blogger Shahab TBT said...
همیشه به یادت هستیم

Blogger Shahab TBT said...
همیشه به یادت هستیم

Blogger Shahab TBT said...
hamishe be yadat hastim .

ارسال یک نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!