یکشنبه
احمد فرحات : ترسیم جغرافیای شادی و پرداختن به چیزهای مرئی *
نوشته : شوقی بزیع (1)
تر جمه : حمزه کوتی
......
بعضی شاعران شعرشان به جز زبان چیزی نیست وزبانشان به غیر از واژه ها وترکیب ها نیست که " زیرکی " تألیف وحرفه ی نوشتن آنان را سوق می دهد وبعضی دیگر با نوشتن ، همانند درخت از ژرفای زمین برمی خیزند وشعر بر تنه های جانشان همانند میوه که بر شاخه ها آویخته شده به خودی خود برمی جوشد وبرمی آید .بی گمان احمد فرحات از گروه اخیر است . که شعرش اتحادی دارد همانند اتحاد آب با ریزش چشمه .آنانی که کارهای اول او را در ضمیمه ی فرهنگی " النهار " در اوایل دهه هفتاد قرن گذشته دنبال کردند آن فروغ سیال گونی که از شعرهایش مثل سیالیت جویبارها در نهرها وسنگلاخ ها جاری است ؛ به یاد می آورند .در آن هنگام ، شاعر به جوشش سیلاب واری که غالبا دو صفحه از ضمیمه فرهنگی روزنامه را بر می گرفت التفاتی نشان نمی داد . که در آن برهه زیر نظر انسی الحاج شاعر لبنانی (2) بود .بلکه خود را به تمامی در مجرای نوشتن قرار داد . به گونه ای که خود را غرق در رودی کرد که خود با دست هایش حفر کرد .
آن روزها من از جمله بسیارانی بودم که دهشت این تجربه مرا بر گرفته بود . دهشتی که فاصله ایجاد می کرد میان زبان وعصب ، میان کلمات وگردش خون ؛ و نیز از کسانی بودم که مجانست بسیاری نادری می دیدم میان زندگی وسایه های آن در زبان . به همان شیوه ای که مثلا در شعر عروة بن الورد (3) ، مالک بن الریب (4) ، دیک الجن الحمصی (5) تا بدر شاکر السیاب ( 6) هست . با همه اینها انتشار با تأخیر " سراشیبی ها " نخستین کتاب شعر احمد فرحات چیزی نبود جز بیان این چیرگی رنج آوری که در اعماق شاعر در میان شاعرانه بودن رود وشاعرانه بودن تندیس وسخن پنهان در گردش بود .
اما آن چه بعد از آن ما را غافل گیر کرد دست کشیدن شاعر از شعر مطرح شده اش بود و هجوم آوردن به زندگی با تمام جسم وروح خود تا حد فشردن آن وسرمست شدن .با این معنی احمد فرحات چون آرتور رمبو (7) زودتر از شعر نوشتن دست کشید .تا با ضربه ای سخت به اعماق زمین چیزی را بجوید تا بر آن بار خود بنهد وجوشش روحش را تسکین بخشد . اگر شاعر لبنانی ما در مطبوعات فرهنگی عربی با داده ها و نثرهایش که همگونی با شعر وترجمه هایش از شعر جهانی دارد اثری گذاشته تنها به حساب خلاقیت شعری اوست که ما در طول دو دهه در انتظارش بودیم .
با انتشار مجموعه ی اخیرش " پوست اساطیر " بار دیگر فرزند گمشده ی شعر به زمین مادر وزادگاه اصلی آفرینش گری اش برگشت .اما فرحات این بار با حُلّه ای جدید بازگشته است . از سیلان زبان وشاریدن سرایش وچیرگی روای رود سبک شده است . گواینکه از رود تنها به یک چشمه کوچک ، از میوه به هسته واز زبان به اشاره ها وفراخوانی ها بسنده کرده است . البته با حفظ تصویر پردازی وقدرت معنای ابتدایی احساس وادراک که از آغاز باخود داشته و ای بسا که این امر همان چیزی است که وی به تمامی در شعر پرتاب شده اش تا دورترین حدود یعنی " کوری ویژه" ، مد نظر دارد .می گوید :
--
"من بر پریشانی خویش
مهربانم
که کوری را براق می کند .
و خود در هوا اوج گرفته
چون تندبادی پاره کننده ."

پس قطعه ی کوتاهی نظیر این می تواند جوهر تجربه ی فرحات را فراگیرد . جوهری که بعد از رنج بسیار می داند که چگونه با پریشانی خود تا دورترین نقطه سازگار باشد . در آنجایی که شعر میان کوری و دیدگان ومیان نجات یافتن وهلاک شدن در خرام است .
آنچه در شعر احمد فرحات جلب نظر می کند دور شدن او از ذهنیت گرایی وتجرید وشیفته شدن به هر چیز ملموس ، در دیدرس وقابل دیدن است .شاعر با ممارستی طولانی وگردشی عمیق در معنا می داند چگونه با آن چیزی شبیه شود که جرجانی (8) درباره توهم وتخیل بیان کرده است .به همین خاطر او به نوشتن به صرف یک کوشش نظری یا تولید عقلی صرف تن نمی دهد . یعنی همان چیزی که گاستون باشلار (9) در آن شراره ی انفجار خودجوشانه ی شعر می بیند . بلکه وی جهان خود را از آمیزش رنگ ها ومنفجر کردن آمیخته ها وتعاقب مفارقات می گشاید . هر تصویری برای او قابل تجسم در هیئت وشکل است وهر عبارت به سرچشمه ی خود در قلب یا حواس محول می شود . به گونه ای که خود را با شاعر شریک می بینیم در بافت تصویر وتبدیل کردن آن به یک حضور قابل رؤیت – ومنظره ای- .همان طور که مثلا در شعر " عمر دوم " که به انسی الحاج تقدیم شده :

" دستش درختی بود
آنگاه چوبی سرخ
ترجمان ِ
قلمروهای درون ِ
خانه های زمستانی بود
که در آغوش عشق برچیده شده شان
می نشینیم
وبه نزهت می پردازیم
در شراب کهن
نه آنگونه که آتش بداند "

در این شعر چیزی هست که مثل دشمن ما را اصابت می کند و باعث می شود که حالات گوناگون شاعر راحس بکنیم وبا او در سعادت و درد ودر اقامت گزیدن وکوچیدن هم عهد باشیم .این شعری است که با چنگال کلمات به ما زخم می زند وآنجایی می بردمان که حادثه رخ می دهد وتابلو ترسیم می شود وزندگی زاری می کند .اینجا دیگر متوجه ایقاع خارجی نمی شویم که از طبل موسیقی وسنج های ظاهری آن مایه می گیرد ونه متوجه چیزی که به قصیدة النثر (10) معروف است . برای اینکه شعر حقیقی چون زیبایی و عشق از شکل خود بزرگ تر وهر چه گسترده تر است و خواننده ی شعرهای فرحات احساس می کند که از نوعی موسیقی سیراب شده که سرمستی رنج وجمال گرایی انسجام آن را تولید کرده است. درست به گونه ای که انگار نوشتن بستری دیگر است که کودکی جهان را تکان می دهد وبر دار حریرگون پشیمانی اش حمل می کند . همه چیزهای در حال پرواز شبیه به همان چیزی هستند که در خواب ها رخ می دهد .
زن درجایگاه خود حضوری اثیری دارد که بر فراز علف ها پرواز می کند .علف هایی که با هرچیز زمینی و درعین حال آسمانی در ارتباط اند :

"هنگامی که راه می روی
علف ها پای سودن خود شیفته ات را
انکار می کنند
همانگونه که جدایی از دنبال کردن تو را
وقتی که دور می شوی ."

نزد احمد فرحات فقط کشتی ها نیستند که تنگ اند .همانطور که در نظر سن ژون پرس(11) هست . بلکه اماکن وخانه ها وزادگاه نیز .به همین دلیل او آفاق و جهت ها را به جست وجوی مکانی برای گام های به تنگ آمده و تن خسته و روح نگرانش در می نوردد وتصادفی نیست که شعرهایش با امضای مکان های مختلف و زمان های گوناگون تؤامان است که از دبی والشارقه ورأس الخیمه شروع وتا کرت ، مالزی ، مکزیک ، اسپانیا ، هاوایی و هنگ کنگ منتهی می شود . با اینهمه جغرافیای جدید شاعر جغرافیای گردش گری محضی چون گذشته نیست . بلکه جلوه های گونه گونی از جغرافیای شهوانی روح است .که می خواهد دلفریبی زمینی را از اماکن اصلی بگیرد وبه شکل ترانه ای جهانی در آورد ومکان به زمینی سرد وانبوه از سرماریزه ها تبدیل می شود .همانطور که در هنگ کنگ. آنجا که می گوید :

" تو هماره در طبقه هایی بالایی
اگر که در زمین بوده ای
صبح نیمه گشاده است
وهیچ کس آن را پذیرا نمی شود
مگر تو ای شاعر "
-
وبا ناله های درونی اش لبریز می شود .با نگاره ها واساطیر واشارات و یا با " آتش پیر در مس" همانطوری که در مکزیک :

تا آنجا که می توانی
قلبت را سیراب کن
با جهانی که شبیه به آن چیزی نیست
که تو می شناسی
وبا خط آسمان سابق
به حدودی دروغین به در آی
که مکزیک هم
یکتایی دردی سنگی است
مهره ای که اشعه های محفوظ اش را به برمی گیرد"

" پوست اساطیر " مرثیه ای است از گونه ای دیگر . مرثیه ی ارتباط میان انسان وخود .میان روحی که شیهه مضطربش هولناک می شود وجسمی که بر کهولت خود می پیچد و از خستگی می نالد .میان ویران شدن گذشته و وعده های بی اساس ومنفی آینده . ومرثیه ی " عبدالأمیر عبدالله " (12)دوست شاعر وهمدم جوانی از دست رفته ی او چیزی نیست مگر اشاره ای به بدرود دراز آهنگ زمینی که با فقدان شخم خورده است .با آنکه تک بارش هایی از سرمستی سخن بر آن همه اندوه ها سایه افکنده است . تهی به وجود آمده از شکست ها را لذت نوشتن ولذت متن به عهده می گیرند و آن را با قدرت شعر وسرکش بودن امیال ، به بهشتی یافته شده تبدیل می کنند .
در پایان احمد فرحات فاصله ی میان شعر وهنرهایی از قبیل نقاشی ، خوشنویسی ورنگ را تنگ می کند و این همان است که بسیاری شعرها ویا پاره ای از آنها را به تابلوهایی ناب وبیان کننده ای تبدیل می کند :

" چه دوست داشتنی است
منظره ی زنی
که گردن اسبی را پاک می کند
او همانا در فاصله ای است
میان آمادگی جسم خویش
ومیوه ای که دوست دارد باشد "

شگفت نیست که شاعر به سمت " رنگ- خط" در کارهای " الواسطی" و خطوط فرازان سوی آسمان که سرشار از خاکساری است ؛ رفته است .
.....................................................................................................
یاد داشت های مترجم :

1. شوقی بزیع : شاعر ومنتقد لبنانی .متولد 1951
2.انسی الحاج : شاعر ، مترجم وروزنامه نگار لبنانی متولد 1937 . از شاعران قصیدة النثر که خروجی بود بر شعر نیمایی گون عرب که به شعر التفعیلة معروف است .وی با انتشار کتاب شعر " هرگز" در سال 1957توسط انتشارات مجله " شعر" که زیر نظر آدونیس وخلیل حاوی وچند تن دیگر بود راهی برای شعر معاصر عرب گشود که هدف آن بدون پیش زمینه تاریخی نوشتن است .مقدمه او بر این کتاب به مانیفست قصیدة النثر تبدیل شد .
3. عروة بن الورد : عروة بن الورد بن زید العبسی ( متوفی 30ق.هـ - 594م) شاعری از قبیله قطفان از شاعران جاهلی است .که سوار کار وراهزن بود .واموال دیگران را به سرقت می برد وفقیران را اطعام می کرد
او به (عروة الصعالیک ) یعنی قبضه راهزنان معروف بود . شعر او مضمونی عاشقانه وحماسی دارد .
4. مالک بن الریب : شاعر دوره اسلامی .راهزن بود .امیر خراسان –نوه عثمان بن عفان – از او خواست که توبه کند واز بهترین ها شد او دریک جنگ به سال 56هـ در زمان خلافت معاویه بن ابی سفیان کشته شد .
5. دیک الجن الحمصی : نامش عبد السلام بن رغبان .شاعری است سوری که در سال 161هـ در شهر حمص این کشور متولد شد ودر سال 236هـ درگذشت . شعرش صبغه ای عاشقانه نیز دارد .
6. بدر شاکر السیاب : (1926-1964)شاعر معاصر عراقی که از پیش آهنگان شعر نیمایی عرب یعنی شعر تفعیله است .که همچون شعر نیمایی مصراع ها کوتاه وبلند است . اما با رعایت وزن عروضی کلاسیک . نازک الملائکه ( عراقی 1923- 2007)، عبدالوهاب البیاتی (عراقی 1926-1999) ،بلند الحیدری ( عراقی 1926 -1996) از شاعران مهم این گونه شعر هستند .
7. آرتور رمبو : شاعر فرانسوی که زودهنگام از شعر دست کشید وبه تجارت برده واسلحه پرداخت .اشراق ها(باترجمه بیژن الهی) و زورق مست (با ترجمه محمد رضا پارسایار ) از مهم ترین آثار اوست .
8. الجرجانی : عبد القادر الجرجانی : نظریه پرداز ادبی قرون کلاسیک عرب .
9. گاستون باشلار : نظریه پرداز امروز فرانسه ( 1884- 1962) که طریقه جدیدی در نقد ادبی باز گشود . نظریه هایش درباب خیال وسرچشمه تخیل هنری است .
10. قصیده النثر را برای اولین بار آدونیس در مجله شعر دردهه پنجاه میلادی واز طریق نظریات سوزان برنار منتقد فرانسوی که آن را برای شعر فرانسه پرداخته ؛ باب کرد وهموست که این نام را بر این گونه ی شعری نهاد . بعدها انسی الحاج با دنبال کردن این شیوه وتأیید آن مجموعه شعر اولش " هرگز " را در انتشارات مجله به چاپ رساند .از دیگر شاعرانی که در گسترش قصیده النثر تاثیری داشت محمد الماغوط ( 1930-2006) شاعر سوری است . او البته بر خلاف انسی الحاج به نظریه پردازی های دوستانش در مجله شعر هیچ علاقه ای نداشت .واز آنها خود را کنار کشید وراه واندیشه های خود را دنبال کرد. تاکنون نیز قصیده النثر از مهم ترین گونه ی شعری معاصر عرب است .و اکثر شعرها به همین شیوه نوشته می شود .
11.سن ژون پرس : ( 1887-1976) شاعر فرانسوی است از جمله آثار او اشاره می شود به ستایش ، دوستی شهریار ،باران ها ، برف ها، بادها و آناباز که این کتاب درایران ترجمه شده است ومی توان به ترجمه شاعر معاصرآقای محمدعلی سپانلو( انتشارات هرمس ) وترجمه آقایان محمد مهریار و محمود نیکبخت ( انتشارات نشرفردا ) اشاره کرد . مجموعه آثار سن ژون پرس به زبان عربی توسط آدونیس ترجمه شده است .
12. عبد الأمیر عبدالله : شاعر معاصر لبنانی .
* این گفتار در روزنامه الحیاة درتاریخ 17 /10 /2003 منتشر شد .
-


-
0 Comments:

پست کردن نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!