دوشنبه
Araz Baresghian
-
-
يادداشت مترجم؛
آراز بارسقیان

زمانی بود که برای دل خودم ترجمه می کردم، زمانی بود که فکر می کردم تهيه متون نمايش جايزه برده و ترجمة آنها می تواند کمک زيادی به تئاتر کشور بکند. زمانی بود که از نمايشنامه هايی که اين طرف و آن طرف بودند خسته شده بودم، زمانی بود که احساس می کردم بايد تغيير کرد، بايد صداهايي ديگر را شنيد، بايد عوض شد، بايد با دنيا پيش رفت.
هنوز هم به اين قاعده ـ تغيير و حرکت رو به جلو ـ معتقد هستم. اما ديگر آن آدم دو سه سال پيش نيستم. آن کسی نيستم که با انگيزه زياد بشيند و متونی را ترجمه کند که می داند هيچ گاه در ايران به چاپ نمی رسند. و وقتی از خودم می پرسيدم چرا بايد اين کارها را ترجمه کنم، جوابی ندارم به خودم بدهم.
چرا آدمهای ديگر چنين کاری نکرده اند؟
در ابتدا فکر می کردم که بقيه از وجود چنين متونی بی خبر هستند. اما اين اشتباه بزرگی است. حالا می دانم چرا ديگران چنين متنهايی را ترجمه نمی کنند، نه به خاطر اينکه نمی توانند يا نمی شناسند، بلکه به اين دليل که فضايی برای ارائه وجود ندارد. خوب پس چرا من ترجمه کرده ام؟
در ابتدا اين ترجمه ها کاری نبود جز کنجکاوی شديد به کسب دانش در زمينة تئاتر و عشق عميق به تئاتر، عشقی که هنوز هم همراهم است.
من در زمان ترجمه آدمی بودم که برايم اهميت چاپ کتاب بی معنی بود. فکر می کردم فقط ترجمه مهم است، اما امروز می دانم که اعتبار چاپ يک کتاب يعنی چه و چه تفاوتی بين اثری که در فضای اينترنت منتشر می شود با اثری که به صورت کتاب چاپ می شود وجود دارد.
اما چه می شود کرد؟
من از روند چاپ کتاب در اين کشور خسته و گله مند هستم. روندی که گاه چند سال به طول می انجامد و جز رنجش و نااميدی برای نويسنده و مترجم چيز ديگری به همراه ندارد.
فضای اينترنت يک فرار است و درست است که در آن ويراستاری وجود ندارد که متن را زير و رو کند، کسی نيست با تو قرارداد ببندد، کسی به تو پولی نمی دهد و روی جلد برای کتاب تو وجود ندارد...
اما اين فرار يک امتياز با ارزش دارد؛ به همان ميزان مميزی هم در کار نيست. کسی نمی تواند جمله ای از کار کم کند، کسی نمی تواند بی دليل کتابت را يک سال «بررسی» کند...
و تو آزاد هستی. کسی به تو نمی گويد اين جمله را حذف کن، کسی تو را سانسور نمی کند و مهم تر از همه، تو خودت را هيچ وقت سانسور نمی کنی.
يکی از معروف ترين ترانه های راک و اند رول جهان نامش است Rockin' in the Free World، نيل يانگ شاعر اين آهنگ است. اين ترانه در سادگی تمام به ما ياد آوری می کند که می توانيم در جهان آزاد باشيم و از هيجان زندگی نکاهيم.
شما در اينترنت می توانيد «به راک اند رول» ادامه دهيد. و من هم همين کار را می کنم. من به جهان آزاد و اشتراک گذاشتن اطلاعات اعتقاد دارم و تصميم دارم ساير کارهايی که با چنين مشکلاتی مواجه می شوند را به صورت اينترنی در اختيار فارسی زبان ها قرار دهم.
و در اين بين اعتبار کتاب چه می شود؟ گتاب هم دير يا زود بيرون می آيد، صبر و تحمل می خواهد، اما محروم کردن ديگران از خواندن يک اثر هنری کار نابجايی است.
فقط تنها مشکلی که اين وسط ممکن است پيش بيايد اين است: شما از خودتان بپرسيد اين اگر ترجمه اش ترجمه بود و کيفيت خوبی داشت، می توانست آن را به صورت کتاب در جامعه عرضه کند.
اين حرف تا حدی قابل قبول است. اما در درجة اول بايد بگويم که ادبيات نمايشی در اين کشور خريدار زيادی ندارد و ناشران چندانی هم در اين زمينه فعاليت نمی کنند. چندين ناشر محدود وجود دارند که با سختی فراوان دارند سعی می کنند نفس تازه ای به کالبد ادبيات نمايشی بدمند. و اگر متنی باشد که توان عرضه در بازار کتاب ايران را داشته باشد، مطمئنن همکاری شکل می گيرد.
اما وقتی اين متن را بخوانيد متوجه می شويد که با وجود سانسور حاضر بر فضای نشر، هيچ وقت چنين متنی را نمی شود چاپ کرد. چرا، اگر روزی آزادی بيان در اين کشور توانست وجود خارجی داشته باشد، آن وقت اين متون هم چاپ می شوند. ولی با گران شدن هر روز کاغذ و تورم و از همه مهم تر ماندن کتابها در انبارهای ناشران، مخصوصاً ناشران ادبيات نمايشی، نمی شود بر چاپ متون نمايشی زياد پافشاری کرد.
اينترنت يک راه است. يک راه است و من اين راه را انتخاب کرده ام.
پس سعی می کنم در جهان آزاد راک اند رول خودم را اجرا کنم.

و اما متنی که در اختيارتان است؛ به گمانم يکی از بهترين نمايشهای تک نفرة جهان است. يکی از زيبا ترين و دل انگيز ترين نمايشهايی که شما می توانيد بخوانيد.
دربارة متن چيز زيادی نمی گويم، فقط دوست دارم آن را بخوانيد و از آن لذت ببريد.
ولی جا دارد بگويم اين متن تقديم می شود به آقای سياوش چراغی پور، ايشان بودند که با خوانش چندين باره از متن دست نويس من، توانستند در ترجمه به من کمک کنند و تا حدودی نوشته را برايم زنده کنند.
در نهايت هم بايد بگويم، خوشحالم که شما را در خواندن چنين متن زيبايی شريک می کنم و اميدوارم خطاهای مترجم را به بزرگواری خود ببخشيد و اگر خطاها را به مترجم گوش زد کنيد، بيش از حد خوشحال و سپاس گذار می شوم.

با احترام
آراز بارسقيان
زمستان 1386
-
-
-
-
-
-
2 Comments:
Anonymous ناشناس said...
سلام.تا صفحه ی 29 نمایشنامه را همین امروز خواندم و خیلی خوشم آمد. اما متاسفانه در املای کلمات آلمانی و گاهی هم در ترجمه جملات آلمانی اشتباه تایپی و ترجمه ای وجود دارد، بخصوص اشتباهات تایپی خیلی زیاد هستند.اگر مترجم اثر موافق باشد شاید بتوانم کمکی بکنم
کامران بزرگ نیا

Anonymous ناشناس said...
اسیر said...
سلام
نه خسته!
از طریق بلاگ خانم نوری علا با سایت شما آشنا شدم.
مفید است بسیار.
خرسندم خیلی.
با اجزاه لینک میدم.
همیشه سر میزنم.
شاد و موفق باشید
آزاد و پایدار باد ایران و ایرانی

پست کردن نظر

خواننده‌ی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.

Webhosting kostenlos testen!
Webhosting preiswert - inkl. Joomla!