بهار
شکوفه های صورتم خواب بادام می بینند
چشمهایم را در بهار گم کرده ام
در این معبد سبز
هزار هزار چشم
از رویای درختان بالا رفته اند
و شکوفه های صورتم
خرد و خراب آواز همین نسیم
ململ نازک
گلبهی
که از شبنم گلو تر کرده است
در این معبد سبز
و
چشمهایم را در بهار گم کرده ام
در این معبد سبز
هزار هزار چشم
از رویای درختان بالا رفته اند
و شکوفه های صورتم
خرد و خراب آواز همین نسیم
ململ نازک
گلبهی
که از شبنم گلو تر کرده است
در این معبد سبز
و

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
خوانندهی گرامی،
نظر شما پس از بررسی منتشر می شود.
نظرهایی که بدون اسم و ایمیل نویسنده باشند، منتشر نخواهند شد.